
شب که می رسد به خودم وعده می دهم
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم
رسیدن شب را بهانه می کنم
وباز شب می رسد و صبحی دیگر...
ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم
بگذار میان شب و روز باقی بماند که چقدر دوستت دارم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 12:14  توسط زینب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 11:42  توسط زینب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 18:22  توسط زینب

ای همه هستی من
زیباترین خاطراتم
تداعی تو و عشق توست
نام زیبایت را تکرار میکنم
ستارگان قلبم را بسان یاقوت و مروارید به پایت میریزم
ازآسمان آبی دلم با تو سخن میگویم
و تو را خطاب میسازم:
شیرینتر از جان من
محبوب قلب ناآرام من
آرام روان بی قرارم
همه حاصل هستیام
روشنایی چشمان عاشقم
همه ترانههای دلم
یاس زیبای و معطر من
شکوفه شوق و امیدم
همزاد و همراه روح من
درمان درد فراقم
جلای نگاه من
شاخسار سبز عشق من
با شکوهترین آفرینش آفریدگار
مهربان ترین صدای هستی
نگین درخشان صداقت و صمیمیت
الماس زیبای محبت
و بالاخره نابترین هدیه خدا.
با بردن نام تو عنان از کف میدهم
غنچه سکوت را میشکافم
چشمانم را بارانی میسازم
در قاب خیالم عکس روی تو را مینشانم
قایق دل را به دریای یاد تو میاندازم
لحظهها را در روشنای مهر تو سیر میکنم
و یک بار دیگر به اعماق اقیانوس عشق تو میروم
امواج طوفان یاد تو در سراسر سرزمین هستیام وزیدن میگیرد
و آنگاه در پس طوفان مهیب و مواج عشق
آرام آرام صدای نرم گامهای تو را در کوچههای ذهنم میشنوم
و با چشمان منتظر به تماشای روی تو مینشینم
و همه چیز را فراموش میکنم
و تنها سخن من، تکرار نام توست
زیباترین نام جهان
آن هم زیر لب و آهسته آهسته...
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 18:11  توسط زینب
آخه تو کی هستی؟
چی هستی؟
چی می خوای؟
تو این دنیای بی در و پیکر یهو از کجا پیدات شد؟
چه جوری ما همدیگه رو پیدا کردیم؟
هیچ فکرشو می کردی؟
تو این دنیای به این بزرگی
تو این همه شلوغی و جمعیت
یه بار، یکی میاد سراغت
یکی که از همون اول
با اولین کلمه ای که میگه
احساس می کنی دوسش داری
از هر چی که میگه خوشت میاد
هر کاری رو که می کنه، می پسندی
حتی از بد اخلاقیهای کوچیکش هم لذت می بری
شادیهاش روحتو می بره تا اوج
ولی غمهاش...............
بهتره نگم
پس چی بگم؟
از کجا بگم؟
از مهربونیاش
از هم زبونیاش
از قلب پاک و بزرگش
از رک بودنش
از صادق بودنش
از................
وای که چقدر بزرگه
هر چی که بگم کمه
خوب معلومه که نتیجه چیه
............
اصلا" چرا من دلیل میارم؟
مگه عاشق شدن هم دلیل داره؟
نه..............
مگه من عاشق شدم؟
نه...............
من عاشق بودم
از اول
از ازل
و عاشق هم می مونم
تا قیامت
تا ابد
دوست دارم عزیز دلم
عاشقتم همدم مهربونم
میمیرم برات
و تا آخر عمرم
و حتی بعد از اون
تا همیشه
می مونم باهات.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 13:1  توسط زینب

عاشقی چیزی برای هدیه نیست
طرح دریا و غروب وگریه نیست
عاشقی یک کلبه ویرانه نیست
صحبت از شمع و گل و پروانه نیست
عاشقی تنهای تنها یک تب است
بی تومردن درسکوت یک شب است
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 15:52  توسط زینب

برایم حدیثی بخوان،به سبزی نغمه های باران،به عرفان
گل آفتابگردان نه مثل فریادخاکستری موج برمعصومیت
ساحل ونه چون نهیب طوفان به گل شب بو.بیا سکوت
آبی دریا باش وآرامش سرخ شفق بیا وهیچ مگو وبگذار
نگاه منتظرت مسافت عشق را طی کند و بدانم وبخوانم
که :
" تو زیباترین عاشقانه ای"
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 14:53  توسط زینب

من مهربانی را دوست دارم برای پاشیدن خوبی به رزهای
کوچک غمگین مانده در گرداب.قله های سرسبزرا و
دشت های بی انتهای مهر را برای چرخیدن،برای به اوج
رسیدن دوست دارم.باران را و دلگیرشدن غمگین آسمان
را،قطره های اشک راهمچون دلداده ای غریب برای
آرام شدن وبه تو اندیشیدن دوست دارم.دستهای تورا
کودکانه،برای گم شدن وگره خوردن ورفتن به هرکجا،
بدون هراس دوست دارم.چشم های تورا همچون ذوق
دیدن که عشق را به سوی من پرواز می دهد دوست دارم.
ووجود تورا با تمام وجود دوست دارم...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 20:22  توسط زینب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 20:22  توسط زینب
زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است آن را بدون غروبش تقدیمتان می کنم...
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و آسمون دلتون همیشه آفتابی و خالی از ابرهای بارونی باشه.
البته اگه این مای لاوا(My Love)بذارن.بخدا همشون تخصص دارن اعصاب آدمو خورد کنن.
اصلا خوششون میاد،حال می کنن.والا نمی دونم شاید چون دوسمون دارن این کارارو میکنن..
.
ولی نه دوسمون ندارن بد به دلتون راه ندید.یکیشون همین مای لاو من، پدرمو درآورده(ناگفته
نماند
منم اذیتش می کنما ولی نه به اندازه ی اون...)
این وبلاگم یه وب تقدیمی با یه دنیا پراز عشقه برای نفسی که نابترین هدیه ی خداست.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 20:9  توسط زینب